
۩وَضَعَ اللهُ یَدَهُ عَلی رَاس الحسین ۩
چه چیزی از این بالاتر میخواهی؟
دست خدا بر سر حسین نهاده شده...
همان سری که بر سنان بالا رفت و چون خورشیدیدرخشان می تابید.
این لطف خداوند را چگونه می شود تعبیر کرد؟
آیا جز این می توان گفت که خداوند نهایترحمتش را بر حسین ارزانی داشته؟
همان رحمتی که قسمی توسط ارباب و قسمی دیگررا خداوند در حقش روا داشت.
حسین ما، با آن تقرب ویژه ای که به خداوندداشت خود کسب رحمت نمود.
می پرسی کدام رحمت را می گویم؟
همان امامتی را می گویم که در نسلش قرارداده شد.
نوشیدن جام بلا در عالم ملکوت، رحمتی برایشدر پی داشت که بدون نوشیدنش به آن دست نمی یافت.
خداوند نیز رحمت را بر حسین ارزانی داشته...
فراوان گفته ایم از الطاف خداوند به حسین...
از شفای تربت و قبه ی مستجاب کننده ی دعایشتا حال که می خواهم بگویم خداوند حسین را عامل فیض رسانی به بندگانش قرار داده...
آری...
من و تو گناه می کنیم.
در امر دین کوتاهی می نماییم.
اما خداوند برای اشکی که در راه حسین میریزیم فیض عظیمی به ما می دهد.
می دانی یعنی چه؟
یعنی حسین دلیل اصلی رحمت پروردگار است.
شاید بگویی خداوند فرموده: محمد رحمتی استبرای عالمیان...
آری...
اما مگر نه اینکه رب جهانیان حسین را پارهای از پیامبر قرار داد و پیامبر نیز فرمود: «حسین منی و انا من حسین»؟
مگر نه اینکه حسین از دست پیامبر تغذیه نمودو و جودش از وجود پیامبر پرورش یافت؟
حسین، نور دیده ی پیامبر رحمت و پرده ی میاندو دیده ی پیامبر رحمت است.
جایگاه نشستن او روی سینه ی پیامبر رحمتاست.
عفو و رحمت از درگاه حسین می جویی چرا که هرکس بر حسین رحمت ورزد در زمره ی رحمت شدگان قرار خواهد گرفت.
می پرسی چگونه بر حسین رحمت کنی؟
انا قتیل العبرات...
شاید اگر قرار باشد نامه ی اعمالمان را بهدست چپ بگیریم، قطره ای اشک بر حسین رحمتی باشد برایمان...
ای فدایی حسین!
دست خدا بر سر حسین است.
سری به نیزه بلند است در برابر زینب...
چگونه توانستند چنین سری را به نیزه کنند؟
تعبیر می کنم این جمله ای را که آتشم زده وبا دلم می گویم:
گویی خالق را اشتیاقی به مخلوقی بوده به نامحسین...
او را از تمام مخلوقاتش بیشتر دوست داشته...
مهر و محبت و رحمتش را بر او بیشتر ارزانیداشته و الحق که این مخلوق حق خداوند را ادا نموده و با این کارش خالق را بیشترمجذوب خود کرده...
اکنون راس چنین مخلوقی را که عشق خالق استبر نیزه زده اند...
خداوند بلند مرتبه است ولیکن با زبان احساسمی گویم و میدانم که سرزنش خواهم شد:
اگر تو با دست خود چیزی را بسازی و نهایتعشقت باشد و آن را به گونه ای از دست بدهی، چه حسی خواهی داشت؟
حال ببین خداوند حسین را نظاره می کند کهچگونه مورد بی مهری کافران قرار گرفته و با چه وضعی به او و خاندانش هجوم برده اندو چه جسارت ها به جسم او نموده اند.
و کشتند او را به طریقه ی صبر...
حال شاید درک کنی که چرا می خوانند:
دانی که چرا کعبه ی حق گشته سیه پوش
زیرا که خدا نیز عزادار حسین است
عاشورا نزدیک است...
برچسب:
نویسنده: جعفرقاسمی