خرید بک لینک

بلاخره برای پارک تصمیممان را گرفتیم و خریدیمش. دو سه هفته ای بود که فکرش را می کردیم ولی به دلایل متعدد مردد بودیم. 1: پسرک اغلب روز پیش پرستار است و وقتی به خانه می آید وقتمان به بیرون رفتن، بازی کردن، آواز خواندن و ... می گذرد و به ندرت پیش می آید که تنها بگذارمش. خودش هم به این روند عادت کرده و تا به کاری دیگر سرگرم شوم، غر می زند. 2: پسرک همچنان پرجنب و جوش است و فکر نمی کنم ماههای زیادی تحمل عاقلانه در پارک نشستن و بازی کردن را داشته باشد.

مشکل دیگر انتخاب بین پارک میله چوبی و فیله ای بود. با توجه به اینکه کافی است میله ببیند و دستهایش را به آن بگیرد که بلند شود و اینکه یا سرش به میله می خورد یا بازویش لای آنها گیر می کند، اول تصمیم جدیم بر پارک فیله ای بود. حتی پاپا را برای خریدش مامور کرده بودم. اما درست قبل از اینکه برای خریدش برود، نگاهی به نظرات مردم در اینترنت انداختم که اکثریت موافق پارک چوبی بودند. به دلیل اینکه دید از فرای فیله ها جالب نیست و حتی ممکن است چشم را اذیت کند، بعد هم دقیقا به این دلیل که میله ای درکار نیست که بگیرد و ایستادن را تمرین کند. برای مشکل دوم در پارکهای فیله ای جدید 4 دستگیره هست اما مشکل اول همچنان باقی است.

نهایتا با دیدن بازوی گیر کرده و سر قرمز شده پسرک، پارک فیله ای را ترجیح دادیم. به علاوه من اصولا پارک را برای این می خواهم که اگر کار فوری دارم و برای چند دقیقه ای نمی توانم مراقبش باشم، بتوانم با خیال راحت پسرک را در آن بگذارم. اگر قرار باشد دائم دلنگران این باشم که بلایی سرش نیاید پارک فایده ای ندارد.

اینطور است که از دیروز پسرک دارای پارک قشنگ سفیدی با دانه ای آبی و کف حیوانات مزرعه شده و سالن خانه ما با وجود ترانزات، پارک، صندلی و صندلی ماشین تبدیل به خانه آدمهای عیالوار شده است.

برچسب: نویسنده: جعفرقاسمی تاريخ: جمعه 14 / 7 ساعت: 21:35

صفحه بندی