خرید بک لینک

سلام آقا جان

نمیدونم الآن که سلام می کنم جوابم رو می دید یا نه!

اگه جواب ندید حق دارید!

ولی آقا جان از یه بزرگی شنیدم که وقتی ما به شما سلام می کنیم در حقیقت این شما بودید که سلام کردید و ما جواب سلام شما رو میدیم.

یعنی میشه به بنده بدی مثل من سلام کنید؟! قربونتون برم که انقدر مهربونید.

راستی آقا جان میلادتون مبارک.

امشب دوستداراتون چه کارها که براتون نمی کردن!

بعضی هاش خوب بود و بعضی هاش هم .....

دیگه از بداش نمی گم که همین جوری دلتون رو خون کردیم حداقل دیگه من با حرفام آزارتون ندم!

آقا جان وقتی بعضی چیزا رو می شنوم از شما خجالت می کشم!

وقتی شنیدم که به اعمال من آگاهید ازتون خجالت کشیدم!

وقتی شنیدم که از اعمال بد من آزار می بینید خجالت کشیدم!

وقتی شنیدم که به آدمای گنه کاری مثل من که محب شما هستیم میگید از شما انتظار گناه نداشتم خجالت کشیدم!

خلاصه خجالت زده ام! ببخشید. دوست داشتم بودید به دست و پاتون می افتادم و می گفتم غلط کردم!

وقتی هم بعضی چیزها رو شنیدم حسرت خوردم!

وقتی شنیدم که جناب شیخ مفید رو برادر خطاب کردید حسرت خوردم!

آقا جان منو چطور صدا می زنید؟! آیا اصلا لایق هستم که صدام بزنید؟!! چه برسه به برادر خطاب کردن ...

وقتی شنیدم وقتی که جناب شیخ مفید فوت کردن، از فوت ایشون ناراحت شدید و براشون شعر سرودید حسرت خوردم!

آیا اصلا بود و نبودم برا شما فرقی می کنه؟! یا اگه اصلا نباشم شما راحت ترید؟!!

وقتی شنیدم که می رفتید کنار پیرمرد پینه دوز می نشستید و با ایشون صحبت می کردید حسرت خوردم!!

آری حسرت، حسرت از یک نیم نگاه شما!

آنان که خاک را به یک نظر کیمیا کنند آیا شود گوشه چشمی به ما کنند

میبخشید آقا جان نا شکری کردم!

خدا رو شکر که شما رو داریم. اگه نداشتیم از غصه می مردیم!

ممنون که نظر لطفتون همیشه در زندگی ما بوده و هست و انشاالله خواهد بود.

آقا بیا تا زندگی معنا بگیرد

باشد که با تو غصه ها در ما بمیرد

آقا بیا تا با ظهور چشمهایت

این چشم های ما کمی تقوی بگیرد

میلاد حضرت حجت بن الحسن (عج) بر همتون مبارک .

برچسب: نویسنده: جعفرقاسمی تاريخ: جمعه 14 / 7 ساعت: 21:25

صفحه بندی