خرید بک لینک

یادش بخیر ...

اول دبستان که بودیم یه درسی داشتیم که معلم به بچه ها می گفت:

بچه ها هر کی یه سیب برداره و بره یه جایی بخوره که هیچ کس اونو نبینه!!

و فردا بیاید مدرسه و هر کی بگه که کجا خورده....

بچه ها هم هر کدومشون رفتن و یه جایی رو پیدا کردن و خوردن...

یکی تو اتاقش به دور از چشم پدر و مادر

یکی تو آشپزخونه

یکی زیر پتو

و ...

فردا شد و همه بچه ها اومدن مدرسه

معلم ازشون پرسید بگید ببینم چی کار کردین؟

یکی گفت خانم ما تو اتاقمون خوردیم و هیچ کس ما رو ندید

یکی گفت ما تو آشپزخونه خوردیم و الی آخر ...

اما یکی سیبش رو با خودش آورده بود!!

معلم گفت تو چرا سیبت رو نخوردی؟!

گفت: آخه خانم هر جا خواستیم بخوریم دیدیم باز بالاخره یکی هست که ما رو ببینه!

و اونم خداست ....

خدا در قرآن می فرماید: «ألم یعلم بأنّ الله یری»

خدا رحمت کنه آیت الله اشتهاردی رو.

اول دبیرستان بودم ایشون رو تو قم دیدم. بهشون گفتم آقا اگه میشه بنده رو موعظه کنید...

ایشون فرمودن ما هر چی تو زندگیمون می کشیم به خاطر اینه که خدا رو شاهد و ناظر اعمالمون نمی دونیم.

خدایا یه کاری کن که تو تمام لحظات زندگیم حست کنم.

انشاالله خدا سیب بهشتی نصیبتون کنه.......

برچسب: نویسنده: جعفرقاسمی تاريخ: جمعه 14 / 7 ساعت: 21:25

صفحه بندی